
در میان داستانهای کافهای که هر شب در گوشهای از این شهر روایت میشوند، برخی روایتها در حافظه فنجانها ثبت میشوند. کافه لئو شهرکرد، جایی است که قهوه نه فقط نوشیدنی بلکه یک پل ارتباطی است؛ پلی میان آدمها، نگاهها و گاهی خاطرهها.
دخترک گفت: «دیگه قهوه نمیخورم!»
پسرک لبخند زد: «فقط یکی دیگه.»
و من، سومین فنجان قهوه امروز در کافه لئو شهرکرد بودم. داغ، تلخ، و آماده برای ثبت یک داستان دیگر.
نور گرم فضا، بخار روی پنجره، بوی قهوه تازه و موسیقی جَز… همه چیز آماده بود. اینجا جایی است که هر فنجان سوم میتواند بهانهای برای شب بیخوابی باشد.
در این داستان عاشقانه کافهای، سکوت بیشتر از کلمات حرف میزند. دخترک بالاخره جرعهای نوشید و لحظهای به عمق لیوان خیره ماند.
شاید فنجان سوم فقط یک قهوه دیگر نبود — شاید شروع یک ماجرا بود، مثل بسیاری از ماجراهایی که در کافههای شهرکرد آغاز شدهاند.
کافه لئو فقط یک مکان برای نوشیدن قهوه نیست، بلکه یک بوم سفید برای نوشتن داستانهایی کوچک و صمیمیست. اگر دوست دارید دیگر روایتهای ما را بخوانید، حتماً از صفحهی
👉 داستانهای کافه دیدن کنید.
همچنین بخوانید:
🔗 راهنمای انتخاب قهوه مناسب برای لحظههای خاص
حالا که دخترک و پسرک رفتهاند، من – فنجان سوم قهوه – هنوز اینجا هستم، روی میز چوبی در گوشه کافه. صدای قاشقها خاموش شده و بخارم آرام از بین رفته.
و من، به فردا فکر میکنم… چون امشب حتماً بیخوابی دارند. بیخوابیای با طعم قهوهی تلخ کافه لئو شهرکرد.
☕ دعوت میکنیم به کافه لئو شهرکرد بیایید. شاید داستان بعدی، با فنجان سوم شما آغاز شود…
🔗 منوی قهوه کافه لئو
🔗 سفارش آنلاین در کافه لئو شهرکرد