
بیحافظهای که برگشت؛ داستانی کوتاه از دل کافهای در شهرکرد
من یک لیوان قهوهام، جا مانده روی میزی در کافه لئو شهرکرد، جایی که همیشه پر از خاطرات کوچک و بزرگ است. آن روز مرا روی میز گذاشتند و رفتند. چند دقیقه بعد، دخترک برگشت. نگاهش دور میز چرخید و ناگهان گفت:
— «ای وای! قهوهمو جا گذاشتم!»
من با خودم گفتم:
— «خب، داشتی درباره اون قرار حرف میزدی، یادم مونده.»
ولی خب… من فقط یک لیوانم. نمیتونم حرف بزنم.
کافه لئو شهرکرد مکانی است که نه تنها قهوهای خوشطعم دارد، بلکه همیشه در آن لحظاتی از زندگی کوچک و بزرگ ثبت میشود. اینجا جایی است که افراد میآیند تا لحظاتی را با دوستان یا تنها بگذرانند، جایی که هر لیوان قهوه میتواند دنیایی از داستانها را در دل خود داشته باشد. حتی وقتی کسی فراموش میکند که قهوهاش را بردارد، من اینجا میمانم و منتظر بازگشت او هستم.
شاید به نظر برسد که این تنها یک اشتباه ساده است، اما برای من که همیشه در کنار میزها ایستادهام، هر لحظهای که در کافه میگذرد، پر از معنی است. اینجا در کافه لئو، همیشه چیزی برای یادآوری وجود دارد. هر قهوهای که جا میماند، هر قرار کاری یا عاشقانهای که در اینجا برگزار میشود، همه چیز به نوعی به خاطر سپرده میشود.
اگر شما هم به دنبال جایی هستید که در آن از یک قهوه لذت ببرید و داستانی کوچک بسازید، کافه لئو شهرکرد در انتظار شماست.